۱۳۸۷ شهریور ۲۸, پنجشنبه

آفرينش زن در قرآن




ايا زن از دنده چپ خلق شده است ؟
در اغاز سوره نساء اين ايه واقع شده است يا ايها الناس اتّقوا ربکم الذي خلقکم من نفس واحده و خلق منها زوجها
يعني اي مردم نسبت به ان پروردگاري که همه شما را از يک انسان به وجود اورده و براي او جفتي از جنس خودش افريده است (تقوا) داشته باشيد .مفسرين بزرگ شيعه مانند شيخ طوسي در تفسير تبيان و شيخ طبرسي در تفسير مجمع البيان و سيذ بحراني در تفسير برهان و استاد علامه طباطيائي در تفسير الميزان جمله (وخلق منها زوجها ) را اينگونه تفسير مي کنند خداوند از جنس حضرت ادم براي او جفتي افريد
در اين ايه همانگونه که مي بينيم تعبير به زوجها يعني جفتش نموده است و اين تعبير بيانگر اين نکته است که انها به همديگر احتياج دارند و وجود هر يک مکمل وجود ديگري است
افرينش حوا از دنده چپ ادم گفتار اهل تسنن است
مفسران اهل تسنن نوعا مي گويند: معناي و خلق منها زوجها اين است که خداوند حوا را از قطعه اي از بدن ادم افريده است در اين مورد هم گروهي مانند قرطبي به ذکر دنده ادم (عليه السلام ) اکتفا مي کنند اما بيشتر انها مانند طبري و فخر رازي و شيخ محمد عبده و مراغي مي گويند حضرت حوا را از دنده چپ حضرت ادم افريد
شيح بزرگوار صدوق نقل مي کند :زراره که يکي از راويان بزرگ و جليل القدر است از حضرت صادق (عليه السلام ) درباره خلقت حواء سوال کرد و گفت جمعي از کساني که در اجتماع ما زندگي مي کنند مي گويند خداوند حوا را از دنده چپ حضرت ادم (ع) افريده است
حضرت امام صادق عليه السلام فرمود :سبحان الله خداوند بزرگ تر از اين است ايا کسي که اين گونه مي گويد عقيده اش اين است که خداوند قدرت نداشت که براي ادم همسري از غير دنده او بيافريند ؟ خدا ميان ما و اين نوع افراد حکم کند که در تفسير قران به اهل بيتي که قران در خانه انها نازل شده است مراجعه نمي کنند و بيراهه مي روند
سپس حضرت در ادامه روايت جريان خلقت ادم و حوا را به اين ترتيب شرح مي دهند : خداوند ادم را از گل افريد و به فرشتگان امر فرمود در برابر او حد اعلاي خضوع را بجا بياورند از ان پس ادم به قدرت خدا بخواب رفت و خداوند در ان هنگام حوا را نيز از يک قطعه گل افريد و بعد از ان ادم عليه السلام از حرکت حوا از خواب بيدار شد و به حوا از جانب خدا امر شد که از ادم فاصله بگير ،ادم نگاه کرد انساني در چهره نيکو که شباهت به چهره خود داشت ديد و از او سوال کرد :تو کيستي ؟او پاسخ داد من مخلوقي هستم که خدا مرا با اين قيافه که مي بيني افريده است .
حضرت ادم عرض کرد :خدايا اين شخص با اين چهره زيبا که موجب انس من شد کيست ؟ خداوند فرمود : اين حوا است ايا دوست مي داري که او با تو و همراه تو موجب انس تو باشد و با او هم صحبت باشي ادم در پاسخ گفت :بلي خيلي ممنون مي شوم و تو را شکر مي کنم
خداوند فرمود از او خواستگاري کن در اين حال خداوند شهوت را نيز در وجود ادم پديد اورد حضرت ادم گفت :پرورگارا من از تو حوا را خواستگاري مي کنم اکنون بفرماييد وظيفه من و خواست تو چيست ؟
خداوند فرمود مهريه او اين است که معارف دين را به او ياد دهي حضرت ادم قبول کرد خداوند صيغه عقد خواند از ان پس حضرت ادم به حوا گفت اينک به سوي من بيا حوا در جواب گفت تو به طرف من بيا خداوند به حضرت ادم فرمود تو به سوي او برو حضرت صادق (عليه السلام) اضافه کرد : اگر اين چنين نبود که ادم مامور شد به طرف حوا برود زن ها به سراغ مردها مي رفتند و خواستگاري مي کردند
حديث از من لايحضر الفقيه ج 3 ص 379 و 380 و علل الشرايع ج 1 باب 17
اين حديث از جهاتي دلالت بر شان و موقعيت زن دارد

<<برگرفته از كتاب: دايرة المعارف تشيع، ج ۸، ص ۴۹۲ - نويسنده: خديجه بوترابى >>

هیچ نظری موجود نیست: