۱۳۸۷ مهر ۱۲, جمعه

سفر

فردا دوباره باید برم
دلم گرفته
اون روزی که از اونجا اودم پر از تنهایی بودم
اونجا پر واسم از خاطرات تلخ
پر از غربت
می ترسم برم و تو خودم دق کنم
اینجا فرصتی بود تا تو خودم با خودم آشتی کنم
ولی نمی دونم اگه برم چه بلایی سرم می یاد
خدایا به خودت توکل می کنم

۱۳۸۷ مهر ۶, شنبه

چرخ گردون

فلک کور است دل شوريده در گور است
صداي خنده وآواز مي آيد
ز کوي دلبرم امشب صداي ساز مي آيد
دلم بي وقفه مي سوزد نمي دانم چرا تنگ است
مي ترسم قدم لرزان به سوي کوچه مي آيم
و با خودآهسته زيرلب ميگويم: خداياترس من از چيست؟
جشن عروسي امشب از کيست؟
صداي همهمه با صداي شيخ عاقد ميشود خاموش
صداي شيخ مي آيد:وکيلم من؟جوابم ده وکيلم من؟
صداي آشناي بله مي آيد ومردم يک صدا با هم مبارک باد مي گويند
خداي من صدا از اوست/صداي آشنا از اوست
دلم در سينه مي افتد
براي مدتي ساکت/براي مدتي خاموش
و ناگه نعره اي درکوچه مي پيچد
مبارک نيست مبارک نيست
بگو ييدم دروغ است آنچه بشنيدم/
دروغ است آنچه فهميدم
ولي صدايم در ساز ميمير
د ودامادش چه سر خوش از عزيزم بوسه ميگيرد
فلک کور است/
خداي مهربان در اين زمان دور است
خداي من چه کس ميگويد اينسان ساکت و آرام بنشيني؟
اگر مردم نمي دانند تو اي نا ديده ميداني همين دختر که امشب بله ميگويد
عروسي که ره به سوي حجله مي پويد
قسم مي خورد عروس ماست
عروس حجله گاه ماست
چه شد آن عهد وپيمانش؟
کجا رفت ان قسم هايش؟
که يعني عهد وپيمان هيچ؟
وفا و عشق و ايمان هيچ؟
قسم ها / اشکها / حتي خدا هم هيچ؟
عجب دارم چرا يارب تو خاموشي؟
خدايا آيا اين صحنه مي بيني و خاموشي؟
من امشب از خدا رنجور رنجورم
من امشب سخت بيمارم رفيقان باده بر داريد
به بالين اين بيمار بگذاريد
من امشب از همه بيزار بيزارم
مرا تنهاي تنها با خداي خويش بگذاريد
شما آخر نمي دانيد!عروسي را که سوي حجله مي رانيد
تا ديروز عزيزم بود
"همين ديشب کنارم بود
درآغوش قرارم بود
نمي دانم چرا جغدان به روي بام من امشب نمي خوانند؟
همين فردا اگر خورشيد پر گيرد"
دلم تا اوج دلتنگي دوباره بال مي گيرد چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا اين آسمان امشب نمي بارد؟
براي گريه کردن يک بهانه لازم است
اين هم بهانه!پس چه مي خواهد؟
فلک کور است دلم بيمار ورنجور است چرا؟
چرا مردم ره آن خانه را به شوق مي پويند؟
در آن خانه بجز نفرت چه مي جويند؟
بميرند آن کساني که امشب مبارک باد ميگويند
به عشق وعاشقي سوگند
"که امشب را مبارک نيست
خداوندا عروسم شاد وخندان است
درو ديوارشان امشب چراغان است
ولي اي کاش ميگفتي به دامادش"
"نو عروسش با کسي هم عهد وپيمان است
من امشب سخت بيمارم//
من امشب از خودم"ازچرخ گردون"
ازهمه بيزار بيزارم

۱۳۸۷ مهر ۵, جمعه

تنهایی هست
غم نیست
یعنی نمیدونم هست یا نه
ولی دلم بد جوری گرفته
همه چیز و به خدا سپردم
تنهایی مو
غم مو
و شادی که نمی دنم کجا گم شده
ولی چیزی که مهم من باید زندگی کنم
چاره ای جز ادامه نیست
پس دوباره توکل می کنم
خدایا تو همه کسمی
من و به حال خودم نزار

۱۳۸۷ مهر ۱, دوشنبه

آزادی


گاهی باید گذشت از هر آنچه اسارت انگیز

هر چند که دل آدم خون میشه

ولی یک بار برای همیشه باید آزاد زندگی کرد

۱۳۸۷ شهریور ۳۰, شنبه

شهادت بهترین مرد زمین


فردا شب 21رمضان

شب شهادت اسطوره ترین بنده خداست

بیا ین با هم دعا کنیم

تا به حرمت عظتش دعا هامون مستجاب شه

شما چه دعایی واسه فردا شب می کنید؟؟؟

۱۳۸۷ شهریور ۲۹, جمعه

شب قدر...شب خدا.......شب استجابت دعا



اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ يَا كَرِيمُ يَا مُقِيمُ يَا عَظِيمُ يَا قَدِيمُ يَا عَلِيمُ يَا حَلِيمُ يَا حَكِيمُ سُبْحَانَكَ يَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ خَلِّصْنَا مِنَ النَّارِ يَا رَبِّ






امشب شبی که خدا منتظر ماست تا ازش بخوایم



بخوایم تا اون بچه های کوچکی که تو بستر بیماری اند شفا بده



بخوایم تا همه شاد زندگی کنن



بخوایم به همه ما آدما کمک کنه تا باعث پیشرفت هم باشیم



بخوایم کمک کنه تا امسال بنده بهتری واسش باشیم



بخوایم هیچ کس غم نبینه



و



.......



و



.........



التماس دعا

۱۳۸۷ شهریور ۲۸, پنجشنبه

آفرينش زن در قرآن




ايا زن از دنده چپ خلق شده است ؟
در اغاز سوره نساء اين ايه واقع شده است يا ايها الناس اتّقوا ربکم الذي خلقکم من نفس واحده و خلق منها زوجها
يعني اي مردم نسبت به ان پروردگاري که همه شما را از يک انسان به وجود اورده و براي او جفتي از جنس خودش افريده است (تقوا) داشته باشيد .مفسرين بزرگ شيعه مانند شيخ طوسي در تفسير تبيان و شيخ طبرسي در تفسير مجمع البيان و سيذ بحراني در تفسير برهان و استاد علامه طباطيائي در تفسير الميزان جمله (وخلق منها زوجها ) را اينگونه تفسير مي کنند خداوند از جنس حضرت ادم براي او جفتي افريد
در اين ايه همانگونه که مي بينيم تعبير به زوجها يعني جفتش نموده است و اين تعبير بيانگر اين نکته است که انها به همديگر احتياج دارند و وجود هر يک مکمل وجود ديگري است
افرينش حوا از دنده چپ ادم گفتار اهل تسنن است
مفسران اهل تسنن نوعا مي گويند: معناي و خلق منها زوجها اين است که خداوند حوا را از قطعه اي از بدن ادم افريده است در اين مورد هم گروهي مانند قرطبي به ذکر دنده ادم (عليه السلام ) اکتفا مي کنند اما بيشتر انها مانند طبري و فخر رازي و شيخ محمد عبده و مراغي مي گويند حضرت حوا را از دنده چپ حضرت ادم افريد
شيح بزرگوار صدوق نقل مي کند :زراره که يکي از راويان بزرگ و جليل القدر است از حضرت صادق (عليه السلام ) درباره خلقت حواء سوال کرد و گفت جمعي از کساني که در اجتماع ما زندگي مي کنند مي گويند خداوند حوا را از دنده چپ حضرت ادم (ع) افريده است
حضرت امام صادق عليه السلام فرمود :سبحان الله خداوند بزرگ تر از اين است ايا کسي که اين گونه مي گويد عقيده اش اين است که خداوند قدرت نداشت که براي ادم همسري از غير دنده او بيافريند ؟ خدا ميان ما و اين نوع افراد حکم کند که در تفسير قران به اهل بيتي که قران در خانه انها نازل شده است مراجعه نمي کنند و بيراهه مي روند
سپس حضرت در ادامه روايت جريان خلقت ادم و حوا را به اين ترتيب شرح مي دهند : خداوند ادم را از گل افريد و به فرشتگان امر فرمود در برابر او حد اعلاي خضوع را بجا بياورند از ان پس ادم به قدرت خدا بخواب رفت و خداوند در ان هنگام حوا را نيز از يک قطعه گل افريد و بعد از ان ادم عليه السلام از حرکت حوا از خواب بيدار شد و به حوا از جانب خدا امر شد که از ادم فاصله بگير ،ادم نگاه کرد انساني در چهره نيکو که شباهت به چهره خود داشت ديد و از او سوال کرد :تو کيستي ؟او پاسخ داد من مخلوقي هستم که خدا مرا با اين قيافه که مي بيني افريده است .
حضرت ادم عرض کرد :خدايا اين شخص با اين چهره زيبا که موجب انس من شد کيست ؟ خداوند فرمود : اين حوا است ايا دوست مي داري که او با تو و همراه تو موجب انس تو باشد و با او هم صحبت باشي ادم در پاسخ گفت :بلي خيلي ممنون مي شوم و تو را شکر مي کنم
خداوند فرمود از او خواستگاري کن در اين حال خداوند شهوت را نيز در وجود ادم پديد اورد حضرت ادم گفت :پرورگارا من از تو حوا را خواستگاري مي کنم اکنون بفرماييد وظيفه من و خواست تو چيست ؟
خداوند فرمود مهريه او اين است که معارف دين را به او ياد دهي حضرت ادم قبول کرد خداوند صيغه عقد خواند از ان پس حضرت ادم به حوا گفت اينک به سوي من بيا حوا در جواب گفت تو به طرف من بيا خداوند به حضرت ادم فرمود تو به سوي او برو حضرت صادق (عليه السلام) اضافه کرد : اگر اين چنين نبود که ادم مامور شد به طرف حوا برود زن ها به سراغ مردها مي رفتند و خواستگاري مي کردند
حديث از من لايحضر الفقيه ج 3 ص 379 و 380 و علل الشرايع ج 1 باب 17
اين حديث از جهاتي دلالت بر شان و موقعيت زن دارد

<<برگرفته از كتاب: دايرة المعارف تشيع، ج ۸، ص ۴۹۲ - نويسنده: خديجه بوترابى >>

۱۳۸۷ شهریور ۲۶, سه‌شنبه

تباهی




گاهی آدم از صبح بد می یاره


گاهی روز ها منتظر یه خبر که امیدوار شه


ولی غافل از اینکه وقتی خبر می رسه داغون می شی


همون دل خوشکنکتم از بین میره


و دوباره تو می مونی و یه دنیا تنهایی و خاطرات مرده


بعد حتما پاییز میشه


پاییزم که کلا فصل غم

غم

وقتی آدم تنهاست دل نازک تر میشه
وقتی تو غم تنهایی قرق میشی و دوباره زندگی با هات بی وفایی میکنه
اون لحظه دیگه چی واسه آدم می مونه؟؟؟؟
جز : غم

۱۳۸۷ شهریور ۲۴, یکشنبه

دل

گاهی دل آدم میگیره
اما وقتی دلت بگیره و نتونی کاری واسه دلت کنی داغون میشی............
گاهی دلت میخواد کاری کنه ولی عقلت نمی زاره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
ولی جدال عقل و عشق تا کی؟؟!!!!!

۱۳۸۷ شهریور ۲۳, شنبه

مردان

مردان در صيد عشق به وسعت نامنتهايي نامردند.................
تا وقتي مطمئن به تسخير قلب زن نشدند، گدايي عشق ميکنند.
اما همين که مطمئن شدند مردانگي را در کمال نامردي به جا مي آورند.............
"دکتر علي شريعتي"

۱۳۸۷ شهریور ۲۲, جمعه

ماه

سنگ در برکه می اندازم و می پندارم
با همین سنگ زدن ماه به هم می ریزد!
کی به انداختن سنگ پیاپی در آب
ماه را می شود از حافظه آب گرفت ؟!

۱۳۸۷ شهریور ۲۱, پنجشنبه

خوشبختی پر کشید

گاهی می خوای تمام خوشبختی رو حفظ کنی
ولی غافل از اینکه مدت هاست خوشبختی از دستت رفته
وتنها یه بغض واست یادگاری مونده